خلوتِ دل با خدا
مه 13, 2010
خدایا! به سوی تو آمدهام باز…
خدایا! دیگر نمیخواهم از یاد تو دور باشم. نمیخواهم غفلت و گاهی توجه به زرق و برق سرگرمیهای زندگی، بین من و یاد تو فاصله بیندازد.
خدای من! نمیخواهم فقط در زمانهایی که مشکلات زندگی به من هجوم میآورند به درگاه تو روی آورم و در غیر آن، چندان به یاد تو نباشم. میخواهم چه در خوشیها و چه در ناخوشیها همواره به یاد تو باشم. اصلاً، خوشی و آرامش، با یاد تو معنا پیدا میکند و زندگی با یاد تو شیرین میشود.
خدایا! با ذکر و یادت همیشه دلم را آرام کن.
خدای من! یاریام کن آنگونه زندگی کنم که تو میپسندی. یاریام کن آنگونه زندگی کنم که هرگز از مرگ ترس و هراسی نداشته باشم.
خدایا! اگر گاهی به واسطهی کارهای ناپسندم از تو دور شدم مرا در بیراههها رها مساز. بیا و دستم را بگیر و بر راه خویش قرارم بده.
پروردگار من! اگر گاهی به این زندگی زودگذر دنیا چسبیدم و مرگ را فراموش کردم، آن زندگی ابدی و جاوید را از یاد بردم. تو مرا بیدار کن. روا مدار آن زندگی ابدیام را تباه سازم…
خدای مهربانم! این حال مناجات و توجه به سویت را هرگز از من نگیر. بگذار همیشه تو را زمزمه کنم. بگذار همیشه تو را بخوانم…

مه 13, 2010 at 8:23 ب.ظ.
خیلی زیبا مینویسی تنها جان!
مه 14, 2010 at 12:36 ق.ظ.
آمین
آمین
آمین
ممنون از شما تنهای عزیز
مه 16, 2010 at 12:20 ق.ظ.
بانو جان، آرام جان؛
خیلی از شما ممنون و سپاسگزارم که به این کلبه ی محقرانه تشریف میارید و نوشته هام رو می خونید.
مه 16, 2010 at 11:41 ب.ظ.
dele paki darin shoma…
kheili samimi o bi ghalo ghash sohbat mikonid…
مه 18, 2010 at 9:58 ق.ظ.
حمیده خانم! این نظر لطف شماست. : )