رونوشت به خود!
اکتبر 11, 2009
تو دیگر چه بخواهی بپذیری چه نخواهی، آدم افسردهای شدهای. فردی آرام، ساکت و بی آزار! کسی که دیگر کمتر بهانهای برای خندیدن و شاد بودن مییابد. کسی که گاهی اوقات، سخت در خود فرو میرود و بیتوجه به اطرافش غرق افکار و رؤیاهای خود میشود.
تو دیگر با بقیه فرق داری…
تو دیگر خیلی آرام به نظر میآیی. آرام، آهسته و کم حرف میزنی. اما این آرام بودن نه از آرامش درون است بلکه غمی که مدتهاست درونت لانه کرده و تو هم سرانجام با آن خو گرفتهای، تو را اینگونه آرام مینمایاند. غمی کهنه، غمی که از عشق سرچشمه میگیرد. عشقی که تو را ویران ساخت و البته از نو ساخت…
تو دیگر با بقیه فرق داری…

نوامبر 24, 2009 at 10:59 ب.ظ
اما این آرام بودن نه از آرامش درون است…
مرسی
حرف دل منم بود واقعا”